خرید بک لینک

کاش این همه از دسترسم دور نبودی!

خورشید نبودی و پر از نور نبودی!

ای کاش که هم رنگ تو بودم من و ای کاش

بر پیرهنم وصلهی ناجور نبودی!

گفتند شما مال همید... آه! چه می شد

ای چشمِ تر! این قدر اگر شور نبودی؟

پر بود، پر از آهوی یک ساله در و دشت

در شهر اگر این همه ساطور نبودی

صیاد که با دست پر آمد... تو چطوری؟

ای صیدِ بد اقبال که در تور نبودی!

برچسب: نویسنده: آتنا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 11:41

حمید مصدق/خرداد ماه 1343:تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدمباغبان از پی من تند دویدسیب را دست تو دیدغضب آلود به من کرد نگاهسیب دندان زده از دست تو افتاد به خاکو تو رفتی و هنوزسالهاست که در گوش من آرام آرامخش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارمو من اندیشه کنان غرق در این پندارمکه چرا باغچه کوچک ما سیب نداشتپاسخ فروغ فرخ زاد:من به تو خندیدمچون که می دانستمتو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدیپدرم از پی تو تند دویدو نمی دانستی باغبان باغچه همسایهپدر پیر من استمن به تو خندیدمتا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهمبغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من وسیب دندان زده از دست من افتاد به خاکدل من گفت: بروچون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را….و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرامحیرت و بغض تو تکرار کنانمی دهد آزارمو من اندیشه کنان غرق در این پندارمکه چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت

برچسب: نویسنده: آتنا رحمانی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 11:41

صفحه بندی